زهرا مختاری
وکیل پایه یک دادگستری
صبحِ چهارشنبه، وارد مجتمع خانواده شدم. ساختمان قدیمی، راهروهای باریک و صندلیهای پلاستیکی آبی، حالوهوای آشنایی دارد؛ سالهاست که در این راهروها صدای گریه، خشم، سکوت و گاهی هم آشتی را شنیدهام. اما آن روز چیز دیگری ذهنم را مشغول میکرد؛ زمزمههایی که از هفته قبل در مورد طرح جدید مهریه میشنیدم.
پروندهها را زیر بغل گرفتم و وارد اتاق ۲۱ شدم؛ بوی چای کم رنگ مدیر دفتر هم خبر شروع روز کاری را می داد. شعبهای که همیشه بیشترین پروندههای مهریه در آن رسیدگی میشود. قاضی هنوز نیامده بود. موکلم ـ زن جوانی با چادر مشکی و دستهایی لرزانـ کنارم نشست و گفت: «خانم وکیل، یعنی اگر این قانون جدید بیاد، دیگه نمیتونم مهریهمو بگیرم؟» نگاهش پر از اضطراب بود. قبل از اینکه جواب بدهم، مردی از ردیف پشتی گفت: «خدا کنه بیاد؛ ما مردها از دست این مهریههای نجومی راحت میشیم».
من، میان این دو نگاه متضاد، نشستم. همیشه در اتاق ۲۱، مهریه فقط یک عدد نیست؛ روایت زندگیِ آدمهاست. قاضی وارد شد. جلسه شروع شد و هر دو طرف با صدایی لرزان حرف میزدند. اما ذهن من مدام میرفت سمت همین طرح جدید.
سالهاست که طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی (مصوب ۱۳۱۳) مهریه بهمحض عقد، دین قطعی زوج میشود. سالهاست که اجرای آن با قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی ۱۳۹۴ گره خورده است. سالهاست که زندان، تقسیط، اعسار، توقیف حقوق و حساب و حتی سکههای جمعشده در خانههای مردم، موضوع روز دادگاههای خانواده است. اما حالا صحبت از محدود شدن ضمانت اجراست؛ از اینکه شاید زندان جای خود را بیشتر به ضمانتهای مالی بدهد، یا سقفی برای وصول فوری مهریه تعیین شود.
هنوز هیچچیز قانونی نشده، اما موج نگرانی و امید، هر دو، میان زوجین بالا گرفته است. بعد از جلسه، در راهروی باریک، زن جوان کنارم قدم زد و گفت: «خانم وکیل، یعنی اگر این قانون تصویب بشه، ما زنها بیپشت و پناه میمونیم؟»
ایستادم. به چهره خستهاش نگاه کردم و گفتم:
«نه، قانونگذار دنبال اینه که نظام مهریه عادلانهتر بشه. هنوز هیچ مادهای تصویب نشده. هدف اینه که نه مرد زیر فشار غیرمعقول له بشه، نه زن در مطالبه حق قانونیاش بیپناه بمونه. عدالت در میانه این دو تاست.»
حرفم که تمام شد، مردی که قبلاً اعتراض کرده بود، با آهستگی گفت: «پس یعنی نه کاملاً به نفع ماست، نه به ضرر؟»
لبخندی زدم: «قانون اگر درست نوشته و درست اجرا بشه، باید به نفع خانواده باشه؛ نه زن علیه مرد، نه مرد علیه زن.»
وقتی از مجتمع بیرون آمدم، آفتاب زمستانی تهران سرد بود، اما نورش روی شیشههای ساختمان میدرخشید. با خودم فکر کردم شاید وقتش است درباره همین دغدغهها بنویسم؛ نه فقط درباره متن طرح، بلکه درباره واقعیت اتاق ۲۱.
جایی که مهریه فقط یک سطر قانون نیست؛ قصه زندگی آدمهاست، با اشکها و لبخندهایشان. و شاید قانون جدید، اگر روزی تصویب شود، باید همین قصهها را ببیند؛ قصههایی که هر روز، در اتاق ۲۱، روی میز یک قاضی ورق میخورند.
وقتی از پلهها پایین میرفتم، به این فکر میکردم که چرا هرگونه اصلاح در حوزه مهریه، اینهمه نگرانی و تنش ایجاد میکند. شاید چون سالهاست که ما بهجای درمان ریشهای مشکلات خانواده، به مسکّنهای مقطعی عادت کردهایم. طرح جدید هم از همین جنس است؛ بعضی بخشهایی از آن امیدبخش است و بعضی بخشهایش نیازمند بازنگری دقیقتر.
در مسیر پارکینگ، تلفن همراهم زنگ خورد. یکی از همکاران قدیمی بود؛ همیشه، اخبار طرحهای جدید را زودتر از همه میفهمید. گفت: «این طرح اگر تصویب بشه، احتمالاً سقف توقیف فوری رو کاهش میده. بهنظرم خوبه، ولی ممکنه زنهایی که هیچ پشتوانه مالی ندارن آسیب ببینن.»
ایستادم و به صدایش گوش دادم. دقیقاً یکی از معایب احتمالی همین بود؛ اگر محدودیت بیش از حد ایجاد شود، زنانی که سالها بدون حمایتِ زوج زندگی کردهاند، در عمل برای وصول حق قانونیشان با دشواری مواجه میشوند. اما از سوی دیگر، محاسنی هم داشت: کاهش زندانیان مهریه، نظم در ثبت مهریههای سنگین، و ایجاد ثبات بیشتر در دعاوی خانواده.
در ذهنم آهسته گفتم: «گرچه هیچ قانونی بد یا خوب مطلق نیست؛ اما اگر سعی شود خوب نوشته و خوب اجرا شود، میتواند از یک بحران اجتماعی کم کند».
وقتی به خودرو رسیدم، باد سردی وزید. گوشی را در جیبم گذاشتم و یاد چند پرونده افتادم؛ زنانی که با هزار امید وارد زندگی مشترک شدند و پس از سالها تحمل سختی، تنها پشتوانهشان همین مهریه بود. اگر طرح جدید از آنها محافظت نکند، عدالت ناقص میماند.
از طرف دیگر، مردانی را هم یادم آمد که نه درآمد داشتند و نه توان پرداخت مهریههای دهها سکهای؛ سالها بین زندان، کارگری و جلسات اعسار رفتوآمد میکردند. آنها هم نیازمند حمایت قانونی بودند. در همان لحظه فهمیدم که اصلاح مهریه، یک معادله ساده نیست. تعادل، نقطه گمشدهای است که قانونگذار باید آن را پیدا کند. راهحل نه در حذف مهریه است و نه در رها کردن ضمانت اجراها.
بلکه در ایجاد یک نظام چندمرحلهای و متعادل است:
۱. تقویت ضمانت اجرای مالی واقعی ایجاد سامانه شفاف برای شناسایی داراییها؛ تا زن برای مطالبه حقش سالها سرگردان اجرای احکام نشود.
۲. حذف بازداشت در مهریههای غیرمعقول زیرا حفظ کرامت انسانی و سیاست جنایی نوین، با زندانی کردن زوج در سکههای غیرمنطقی سازگار نیست.
۳. پیشبینی حمایت ویژه برای زنان بیدرآمد یا فاقد پشتوانه مانند صندوق حمایتی یا امکان وصول بخشی از مهریه از طریق منابع حمایتی در صورت اعسار واقعی زوج.
۴. ایجاد سقف ثبت مهریههای سنگین همراه با امکان ثبت مهریه منطقی و قابل وصول، این کار از سوءاستفاده و تبعات سنگین اقتصادی جلوگیری میکند. (البته سقف ۱۴ سکه با توجه به شرایط اقتصادی فعلی برای زن پشتوانهای محسوب نمی شود.)
۵. افزایش نقش داوری و مشاوره خانواده پیش از طرح دعوا تا بسیاری از اختلافات، پیش از آنکه به شعبههای پر ازدحام خانواده برسند، حلوفصل شوند. قانون باید پشت خانواده بایستد، نه پشت یکطرفِ رابطه. مهریه اگر درست تنظیم شود، سپری برای زن است و اگر درست اجرا شود، بار غیرمنطقی برای مرد نخواهد بود.
شما چه نظری دارید؟